چه قدر در رابطه «خود واقعی مان» هستیم
چندی پیش زوجی سالمند را در دفترم ملاقات کردم که 48 سال از زندگی مشترکشان می گذشت، بالا و پایین های زیادی را تجربه کرده بودند، تجارب زیادی را از سر گذرانده بودند اما حال رابطه ی زوجی 48 ساله شان اصلا خوب نبود.
از همان ابتدا خانم مسن با موهای جوگندمی با بغضی که از پشت ماسک هم مشخص بود و چشمانی تر، شروع به گله و شکایت از همسر کرد. دل پری داشت شکایت هایی به کهنگی 48 سال!!! و امروز که بچه هایشان خانه را ترک گفته و سراغ زندگی خود رفته بودند و هر دو نیز بازنشست شده بودند تحمل تنها ماندن زیر یک سقف با یکدیگر را نداشتند. به نوعی این نارضایتی از یکدیگر این اواخر بدجوری توی ذوقشان می زد.
چیزی که برایم جالب بود این بود که هر کدام از این زوج مخصوصاً خانوم 48 سال تلاش کرده بودند یکدیگر را مطابق خواست و سلیقه خود تغییر دهد همسرش را مثل خمیری می دید که تلاش کرده بود او را شبیه شوهر دلخواه خود درآورد، از مدل موی و ظاهر همسر گرفته تا طرز ارتباط با خانواده خودش، اما با مقاومت همسرش مواجه شده بود و بشدت در این سن و سال احساس ناکامی می کرد.
یکی از نشانه های سنجش موفقیت رابطه زوجی این است که چقدر زوجین تفاوت های شخصیتی، رفتاری، عقیده ای یکدیگر را می پذیرند و به آن احترام می گذراند. چه قدر به نیاز به آزادی یکدیگر تا حدی که تعهد زناشویی زیر پا گذاشته نشود، توجه می کنند.
پذیرش و کنار آمدن با تفاوتها یکی از مهارت های زناشویی است که اجازه می دهد افراد در رابطه «خود-واقعی» شان باشند نه نقابی که از روی ترس از دست دادن یا راضی کردن طرف مقابل بر چهره می زنند.


